آگاهی از لکنت زبان
۱۱ آبان ۱۳۹۳
همه چیز در مورد لجبازی کودک
۲ آذر ۱۳۹۳

اضطراب جدایی در کودک

اضطراب جدایی در کودک

نظریه دلبستگی

بالبی، نظریه پرداز معروف در زمینه رشد کودک، رابطه عاطفی عمیق به ویژه بین مادر و کودک را دلبستگی می نامد که البته آن را می توان به هر رابطه عمیق بین دو فرد که برای یکدیگر مهم هستند تا حدی تعمیم داد. بر این اساس دو نوع مهم دلبستگی ایمن و ناایمنی ممکن است در کودک شکل بگیرد. در دلبستگی ایمن کودک دنیای پیرامون خود را پیش بینی پذیر، امن، حمایت کننده و آرامش بخش می داند که در واقع ناشی از تجربه ای است که با اولین مراقبین زندگی خود (به ویژه پدر و مادر) داشته است. مراقبینی که این حمایتگری و توجه به موقع و کافی به نیازهای او را نشان داده اند. شرایط برعکس این حالت یعنی مراقبینی که به نیازهای کودک توجه کافی ندارند یا فقط هر وقت که خودشان آماده و سرحال باشند به کودک توجه می کنند.

بنابراین سبب می شوند کودک تصور کند دنیا چندان یا شاید اصلا قابل اتکا و قابل پیش بینی نیست و در این صورت یا به طور کلی نسبت به بزرگترهای خود بی تفاوت و بی احساس می شوند یا همیشه برای نگه داشتن آنچه از نظر آنها در هر لحظه ممکن است از دست برود مصرانه تلاش کنند. همان حالتی که در اختلال اضطراب جدایی نیز می بینیم. نظریه پردازان دلبستگی معتقدند این الگوهای دلبستگی ایمن و ناایمن، که در نوزادی و کودکی پایه گذاری می شود، به نوعی در همه رابطه های بعدی فرد در نوجوانی و بزرگسالی تقریبا به شکل مشابهی تکرار می شود.

علائم اختلال اضطراب جدایی
اختلال اضطراب جدایی یکی از اختلال های رایج در بین کودکان است. نشانه های اصلی این اختلال را می توان به صورت زیر ذکر کرد:
۱- کودک وقتی احساس می کند جدایی نزدیک است یا درست در لحظه جدایی گریه می کند یا سایر علائم ناراحتی را نشان می دهد.
۲- وقتی پدر یا مادر بیرون هستند کودک هر طور شده، حتی از طریق تلفن تماس خود را با پدر و مادر حفظ می کند.
۳- بچه های کوچکتر مبتلا به این اختلال همواره نگران این هستند که والدین یا نزدیکان شان صدمه یا آسیب ببینند.
۴- کودک در موقع خواب از دیگران می خواهد کنار او بمانند و نمی تواند در اتاق خوابش تنها بخوابد.
۵- معمولا از مدرسه رفتن امتناع می کند.
۶- بچه های بزرگتری که این مشکل را دارند بیشتر شکایت های جسمانی دارند.

در ضمن اغلب برای اینکه در کنار والدین بمانند از رفتن به اردو یا بیرون رفتن با دوستان اجتناب می کنند.

دلایل بروز اختلال اضطراب جدایی

۱- ژنتیک: پاره ای از کودکان به طور ژنتیکی دارای خلق و خوی حساس تر و مضطرب تری هستند که آمادگی آنها را برای این مشکل زیادتر می کند. در ضمن زمینه ارثی چنین مشکلی در پدر، مادر یا اطرافیان نزدیک بر بروز آن تاثیرگذار است.

۲- روش های فرزندپروری: پیش از این و در توصیف این مشکل درباره نقش والدین در بروز آن سخن گفتیم. در واقع والدین بسیار سهل گیر که به همه خواسته های کودک تن در می دهند و نیز والدین بسیار سختگیر هر دو احتمال بروز اختلال اضطراب را افزایش می دهند.

۳- ساختار خانواده: نبود کمی و کیفی والدین، یا حضور خانواده هایی که پیوستگی، حمایت، گرمی و صمیمیت در آنها کم است و خانواده قادر نیست تعارض ها و تنش های احتمالی را به طور مناسبی حل کند در بروز بسیاتری اختلالات از جمله این اختلال موثر شناخته شده اند. بعضی دیگر از ساخت های خانواده که در این زمینه مؤثر شناخته شده اند عبارتند از:

– بزرگ شدن کودکان با افرادی که از حوصله و صبوری لازم در برخورد با بچه ها برخوردار نیستند.

– نبود یکی از والدین به دلیل طلاق، فوت یا کار زیاد

– بزرگ شدن در خانواده های پرجمعیت، محله های فقیر یا دارای سطح اقتصادی – اجتماعی پایین.
البته باید در نظر داشت قرار گرفتن در معرض استرس، بیماری یا فوت یکی از اطرافیان نزدیک و مهم برای کودک یا نوجوان، تغییرات مهم در زندگی مثل تغییر مدرسه، محل زندگی یا بیماری خود کودک عواملی هستند که به تشدید این مشکل دامن می زنند.

درمان

رویکردهای مختلفی در درمان اختلال اضطراب جدایی مورد استفاده قرار می گیرد که بعضی از آنها بر خود کودک یا نوجوان، بعضی بر خانواده های آنان و بعضی بر هر دو تمرکز دارند. با اینحال باید در نمظر داشت از آنجایی که این اختلال تا قبل از هجده سالگی و در واقع درباره کودکان و نوجوانان مطرح است، همواره یک اصل کلی را در مورد چنین اختلالاتی باید در نظر داشت و آن اصل کلی دخیل کردن والدین در فرایند درمان است چون این والدین هستند که مسئولیت آمد و رفت آنها را برعهده دارند و هزینه های احتمالی درمان را پرداخت می کنند. بنابراین برای جلب همراهی بیشتر آنان لازم است آنها را در جریان فرایند درمان قرار دهیم.

درمان های متمرکز در کودکان و نوجوانان

بازی درمانی در مورد کودکان کم سن و سال تر و درمان شناختی رفتاری و گروه درمانی و درمان هایی با رویکردهای دیگر همچون روان تحلیلی در مورد کودکان سنین بالاتر و نوجوانان در این زمینه مؤثر است. اصل کلی در همه این درمان ها آن است که کودک افکار و احساسات خود در این زمینه و سایر نگرانی هایش را برون ریزی کند و با کمک یک متخصص، هر چه بیشتر با آنها آشنا شود و در کنار آن، به طور مستقیم و غیرمستقیم مهارت های لازم برای برخورد مناسب با ترس ها و اعتماد به نفس و توانمندی تحمل و کنار آمدن با نگرانی های خود را بیاموزد. کودکان و نوجوانان در گروه آگاه می شوند فقط خودشان نیستند که این مشکل را دارند و همین همدلی برای آنها کمک کننده است.

درمان های متمرکز بر والدین

این نوع درمان ها از یک سو مسائل مربوط به خود والدین و مشکلات روانشناختی احتمالی آنان را هدف قرار داده است و از سوی دیگر سبک های ارتباطی و فرزندپروری والدین را مورد بررسی قرار می دهد. بر اساس تحقیقات بسیاری، اضطراب افسردگی و وسواس در والدین کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی شایع است. به عبارت دیگر والدین از همان ابتدا به واسطه اضطراب و نگرانی های زیاد خود، کودکان را بیش از حد تحت کنترل قرار می دهند. همانطوری که پیش از این گفتیم سبک های سختگیرانه از یک سو و سبک های سهل گیرانه و بیش حمایت گر از سوی دیگر کودکان را در معرض چنین آسیبی قرار می دهد. در روند درمان، والدین با این فرآیندها آشنا می شوند و در جهت تعدیل آن قدم برمی دارند.
آنچه در زمینه درمان گفته شد، به طور قطع نیازمند کمک متخصص و صبوری در طی مراحل درمان است. اما ذکر چند نکته نیز خالی از فایده نیست.
– در موقعی که کودک برای جدا شدن از شما بی تابی می کند، وقت بگذاریدو اگر می دانید طبق تجربه احتمالا او خیلی بی تابی خواهد کرد، از قبل طوری برنامه ریزی کنید که در موقع رفتن یا برعکس گذاشتن کودک در جایی، وقت کافی داشته باشید تا حرف های او را بشنوید. اجازه دهید راجع به ترس ها و نگرانی هایش وقتی شما نیستید با شما حرف بزند. به حرف هایش گوش دهید و او را تسکین دهید. سپس با کمی بازی یا فعالیتی که او دوست دارد، سرگرمش کنید تا این لحظه برای او تلخ نباشد. برخی والدین به اشتباه در لحظه آخر و هنگامی که خودشان به شدت دیرشان شده است، کودک را جلو مدرسه یا در مهد یا خانه می گذارند. بنابراین هیچ حوصله و فرصتی برای پردداختن به احساسات کودک ندارند.
– در مورد همه بچه ها و به ویژه آنان که با این مشکل روبرو هستند، طوری برنامه ریزی کنید که با نبود شما به طور تدریجی روبرو شوند. یعنی شاید در اوایل لازم است مدت نبود شما کمتر از حتی یک ساعت باشد و بعد به تدریج اگر شرایط زندگی تان به گوه ای است که لازم است این زمان به چند ساعت برسد، آن را افزایش دهید.
اضطراب جدایی معمولا می تواند قبل از یکسالگی تا نهایتا ۴ سالگی رخ دهد، همچنین امکان دارد این مساله در طی زمان به دلایلی دوباره برگشت کرده و آثار و علایم خود را نشان دهد. اگر این اضطراب به قدری شدید باشد که کودک را ماه ها از کارها و فعالیت های روزانه اش (مثل رفتن به مهد، مدرسه و برقراری ارتباط موثر و مشارکت با دوستان و هم سالانش) باز دارد، می تواند هشداری برای مساله ای جدی تر باشد.

چه کاری برای این اضطراب کودک می توان انجام داد؟

تمرین جدایی. سعی کنید قبل از نام نویسی کودک در مهد یا قبل از ورود کودک به مدرسه، او را با فرستادن به کلاس ها یا کارگاه های کوتاه مدت، سپردن به شخصی مورد اطمینان و با محبت، بردن به خانه های بازی یا پارک که کودک باید زمانی را در محیطی دلپذیر و خوشایند تنها و مستقل باشد، استقلال و جدایی های کوتاه مدت را تمرین کنید تا کودک برای رفتن به جایی آموزشی با قوانین و تمام وقت آمادگی پیدا کند
 زمان جدایی را بعد از خواب یا غذا تنظیم کنید.بدترین زمان برای جدا کردن کودک وقتی است که او خسته، گرسنه یا مریض است، در این زمانها کودک بجای شکایت از خستگی یا گرسنگی، جدایی را بهانه می کند و با جرو بحث های احتمالی بعد از آن خاطره ای بد در ذهنش نقش میبندد که به اشتباه آن را به جدایی، مهد، دوستان و تنهاییش نسبت می دهد.
 وقت جدایی خداحافظی خوبی داشته باشید، جار و جنجال راه نیندازید بزرگترین اشتباه این است که والدین از ترس گریه ها یا بهانه گیری های کودکشان،هنگام سپردن به مهد یا مکانی دیگر، غیب شوند.  هرچقدر از بهانه ها یا گریه های کودک بیشتر بترسید و نگرانی در چهره تان جلوه گر شود، کودک بیشتر به بهانه جویی و ناسازگاری ادامه خواهد داد. سر و صدا، دعوا، پرخاشگری و به زور کندن کودک هم اوضاع را بدتر می کند. فقط کافیست مطمئن، متین و آرام به او توضیح دهید که چرا او را به فلان جا می برید و قرار است چه کارهایی در آنجا انجام دهد. سپس به او قول دهید که حتما برمی گردید یا کس دیگری (با ذکر نام) را به دنبالش می فرستید. سعی کنید قبل و بعد از بردن و آوردن کودک محیط را شاد و آرام کرده تا او در محیطی پرتشنج و با دعوا از شما جدا نشود. بعد با اطمینان او را به فرد مورد نظر بسپارید و خداحافظی کرده، مطمئن و سریع محیط را ترک کنید. نایستید با کودک کلنجار بروید، این اوضاع را فقط بدتر می کند. موقع برگشت هم با آغوش باز و لبخند او را تحویل گرفته و از آموزش ها و کارهای آن روزش سوال کنید. در ضمن از او بپرسید که مطمئن شد شما برمی گردید و سر حرفتان هستید؟
رفت و آمد با جمع های فامیلی، دوستان و آشنایان را گسترش دهید. جالب است وقتی والدینی، خود بسیار منزوی با روابط اجتماعی محدود و بسته هستند از گوشه گیری و اجتماعی نبودن فرزند خود شکایت می کنند. بسیاری از الگوهای رفتاری از خود والدین گرفته می شود. پس روی روابط اجتماعی و نحوه رفت و آمدهای خود با سایرین توجه داشته باشید.
از مراقب جایگزین استفاده کنید برای مثال اگر می بینید کودکتان در مهد رفتن مساله دارد در صورت امکان مدتی او را پیش خاله، مادربزرگ و… بسپارید یا بهتر از آنها پرستار بگیرید. چرا که گاهی نزدیکان از مادر اصلی کودک بیشتر دلسبتگی ایجاد می کنند و روش های غلط تربیتی را با توجیه مهربانی و محبت بیش از اندازه بکار می گیرند.
 تا آنجا که می توانید برنامه های تلویزیونی ترسناک و پر جار و جنجال را کم کنید.
تاحد امکان محیط خانه را با آرامش حفظ کنید.این بدین معنی نیست که هیچ دعوا یا مشکلی نباید پیش آید، بلکه باید شما مهارت حل مساله تان را تقویت کنید که کودک هم از شما الگو بگیرد. حفظ آرامش و متانت هنگام وقوع یک مساله تماما می تواند به افراد خانواده منتقل شود.
تسلیم نشوید. فکر نکنید دو روزه باید همه ناراحتی و ناسازگاری کودک رفع شود یا به موقعیت جدید و تنهایی یا استقلال عادت کند، هر چیزی وقت لازم دارد. پس تسلیم نشوید و به تلاشتان بابت جدا کردن او از خود و متقاعد کردنش به لزوم تنهایی و استقلال در ساعاتی از روز ادامه دهید.
 در مورد اضطراب جدایی در کودکان مطالعه بیشتری داشته باشید، این کار آمادگی شما را در مواجهه با مشکلات فرزندتان بالا می برد و همچنین مسال را به اشتباه بغرنج و یا بی اهمیت نمیگیرید.
 به احساسات کودکتان گوش دهید، برای آنها احترام و اهمیت قاعل شوید و درمورد آنها صحبت کنید . گاهی کلنجار رفتن های ما مبنی بر بی اهمیت یا نادرست جلوه دادن ترس یا هراحساس دیگر کودکمان فقط  اوضاع را بدتر می کند و مشکلی حل نمیشود.نگویید “درموردش فکر نکن” یا “اینکه موضوع مهمی نیست اینقدر بزرگش کردی، وای… حالا انگار چی شده!” یا “اه چقدر الکی لوس می کنی خودتو… چه خبرته؟”
کودک را بشنوید و با او همدردی کنید، لحظه ای خود را جای او بگذارید و با کلمات و رفتار آرامش بخش نشان دهید او را می فهمید و برایش ارزش قاعلید. همین ! این می تواند کوهی از بغض ها و ناراحتی های کودکتان را رفع کند. گاهی هم به دلیل سن کم بچه نمی تواند خود یا احساسش را توضیح دهد پس با بهانه گیری های نامربوط یا در بازی ها، نقاشی ها، هنگام برخورد با سایرین ویا در کابوس های شبانه مشکل و احساسش را بروز می دهد. اینجا باید هوشیار باشید و خود موضوع را وسط بکشید، او را تشویق کنید که حرفش را بزند البته این درصورتی امکان پذیر است که بعد از بیان مساله کودک توبیخ یا سرزنش نشود تا برای بار بعد به شما اعتماد نکند و موضوعات را کتمان کند.
 به او عواقب جدایی های قبلی را یادآور شوید. مثلا: دیدی دیروزم اومدم دنبالت باهم تا خونه پیاده روی کردیم و شعر خوندیم. یا  یادته اون روز که کامل موندی مهد بعدش اومدم دنبالت و باهم رفتیم یه پارک خوشگل کلی بازی کردی؟ دیدی هیچ اتفاقی نیوفتاد و من یا پدرت یا …صحیح و سالم بودیم؟
 می توانید از والد دیگری که کودک از او حرف شنوی بیشتری دارد یا آن والدی که محکم تر و استوار تر است کمک بگیرید. مادر یا پدری که خود به کارشان مطمئن و آگاهند در رفع اضطراب کودک و بهانه جویی هایش موثرترند. چراکه کودک هم مطمئن می شود قرار نیست با جدا شدنش اتفاق بدی بیفتد یا برای همیشه تنها بماند.
برای خانه و روابطتان قانون ها و محدودیت هایی داشته باشید. اینکه کودک فقط در محیط آموزشی قانونمند شود اصلا کار درستی نیست. به این صورت بدترین جای دنیا برایش مهد یا مدرسه یا خانه فلانی می شود و بهترین جا خانه… پس چه بهتر که به هر وسیله ای شده خودش را به مادر و پدرش بچسباند و در خانه بماند. همچنین متوجه می شود دیگران هم برای خود حریمی دارند و نمی شود همه جا با آنها بود و خود را تحمیل کرد. مثلا شاغل بودن والدین. کودک باید بداند هر روز هر کس وظیفه ای دارد و باید به کارش برسد. این برای سایر قوانین در سالهای بعدی زندگی او هم بسیار پراهمیت است.
 آرامشتان را حفظ کنید. هرچه شما بیشتر بهم بریزید، اضطراب کودکتان و بعد مسال پشت آن هم بیشتر میشود.
 مشارکت ها و همکاری های کودک را تشویق و حمایت کنید تا متوجه شود شما می بینید و قدردانید.
سعی کنید اگر کودک را در مهد نام نویسی کرده اید یا به آموزشگاهی می رود، غیبتی نداشته باشد یا یکی درمیان نرود تا عادتش خراب نشود.
گرد آوری : علیرضا صدیق منش

 

توانبخشی شناختی | بازتوانی شناختی
توانبخشی شناختی | بازتوانی شناختی
مدیریت سایت ، روان شناس ، مشاور تبلیغات مراکز خدماتی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonارتباط با ما