توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی

توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی Cognitive Rehabilitation
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی شامل مجموعه برنامه هایی برای تمرین مغز می باشد که منجر به ارتقاء کارکردهای ذهنی و شناختی فرد و در نتیجه موفقیت های فردی در حوزه های نظیر تحصیل، شغل و روابط اجتماعی می گردد.
افرادی که دارای آسیب مغزی هستند و یا افرادی که در کارکردهای شناختی خود آسیب دیده اند می توانند از این برنامه ها بهره برده و کارکردهای شناختی و ذهنی خود را بهبود بخشند.
علاوه برافرادی که در زمینه کارکردهای شناختی آسیب دیده اند، افرادی که به دنبال افزایش مهارت ها و توانمندی های ذهنی هستند نیز از این برنامه ها برای ارتقاء عملکرد خود استفاده می کنند؛ بنابراین
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی یک فرایند آموزشی در راستای ارتقاء عملکرد می باشد.
به منظور بهره گیری هر چه بهتر از برنامه های
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی لازم است ابتدا کارکردهای ذهنی و شناختی فرد مورد ارزیابی قرار گرفته تا نقاط ضعف و قوت فرد مشخص گردند.
بر مبنای نتایج ارزیابی ها، برنامه ریزی آموزش شناختی برای فرد طرحریزی شده و به بهود عملکرد فرد کمک می شود.
ارزیابی حافظه و یادگیری، دقت و تمرکز، عملکرد اجرایی و سایر مهارتهای شناختی فرد توسط آزمون ­های شناختی کامپیوتری، ارزیابی عملکرد تحصیلی، مشاهدات بالینی، عملکرد های روزانه و گزارش  های والدین و …، صورت می گیرد.
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی شامل 4 مولفه می باشد:
  • آموزش و تمرین نقاط ضعف و قوت شناختی؛ هدف از این مرحله افزایش آگاهی نسبت به ویژگی ه، توانمندی ها و ضعف ها می باشد.
  • فرایند آموزش و تمرین: در این مرحله مهارت های شناختی آسیب دیده در اثر تمرین، مجددا بازسازی می گردند. در این مرحله تمرکز بر رفع مشکل می باشد.
  • تمرین راهبردی؛ در این مرحله از راهبردهای محیطی، درونی و بیرونی به منظور تثبیت مهارت های کسب شده استفاده می گردد. تمرکز بر چیزی فراتر از حل مشکل است و فرد باید علاوه بر حل مساله، به دنبال ثبات مهارت های کسب شده با تمرین مداوم باشد.
  • تمرین فعالیت ها عملی: در این مرحله فرد با تمرکز بر مهارت های شناختی که کسب نموده است، این مهارت های در فعالیتهای روزمره زندگی به صورت عملی تر تمرین می کند. در این مرحله فرد ارتقاء عملکرد را تجربه می کند؛ بدین معنا که فرد از حالت بهبود مهارتهای شناختی آسیب دیده در مرحله اول به ارتقاء کارکردها و مهارت های شناختی می رسد.
اصطلاح
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی [1] شامل طيف وسيعي از روشهاي درماني است که توسط متخصص‌هاي مختلف توانبخشي قابل اجراست.
بسياري از متخصصين توانبخشي از جمله کاردرمانگران، فيزيوتراپيست‌ها، متخصصين آموزش استثنايي و عصب-روانشناسان، جهت ارتقاء سطح عملکرد‌هاي شناختي مراجعين خود، از رويکرد‌هاي
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی بهره مي‌گيرند.
کارف[2]در سال 1999، تعريفي کاربردي از
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی ارائه کرده است که در اين تعريف
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی، شامل ارائه فعاليت‌هاي درماني معطوف به عملکرد است که هدف آن‌ها، تقويت و يا تثبيت مجدد الگوهاي رفتاري پيشين و نيز تثبيت الگوهاي رفتاري جديد، براي انجام فعاليت و يا ارائه مکانيسم‌هاي شناختي جهت جبران عملکردهاي آسيب ديده سيستم عصبي مي‌باشد.
در
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی با دو رويکرد عمده مواجهيم، رويکرد جبران يا سازش و ديگري رويکرد درمان شناختي. بايد توجه داشت که در عمل هيچگاه جداسازي اين دو رويکرد اتفاق نمي افتد و هم‌پوشاني اين‌دو در درمان اجتناب ناپذير است.
رويکرد اول: رويکرد جبران يا تطبيق است.
در اين رويکرد هدف آن‌ است تا با ايجاد تغييراتي در محيط، عادات و روش انجام کارها و نيز راهکارهاي اجرايي، محدوديت‌هاي فرد کنار گذاشته شوند.
اين سه هدف درماني يادآور مفهوم ارگونومي شناختي هستند که بر اساس اصول پردازش اطلاعات بوده و سبب کاهش درگيري حافظه کاري مي گردد (ترومبلي، 2004).
رویکرد دوم: رويکرد درمان شناختي است.

این رویکرد، تلاشي است جهت بازگرداندن ظرفيت‌هاي شناختي از دست‌رفته که توسط تمرينات و ارائه محرک‌های هدفمند صورت مي‌پذيرد و هدف آن، بهبود عملکرد فرد در اجراي فعاليت‌هاست (ترومبلي 2004).
درمانگر اطلاعات حاصل از ارزيابي جلسات، اعم از درصد پاسخ‌هاي صحيح مراجع و سرعت انجام تکاليف را ثبت مي نمايد. در صورت تسلط مراجع بر يک تکليف، درمانگر درجه دشواري تکليف را افزايش مي‌دهد (سولبرگ[3] و متير[4]، 2001).
نوع تکالیف نیز بستگی به نقص شناختی مراجع دارد. برای مثال در مورد کودکان دچار نقص توجه / بیش فعالی که از علائم اصلی اختلالشان نقص شناختی در انواع توجه از قبیل: توجه مداوم، توجه تقسیم شده، تغییر توجه و نقص در کنترل تکانشگری است؛ از تکالیفی استفاده می کنیم که به تقویت انواع توجه و کنترل بازداری بیانجامد.
همچنین امروزه بطور وسیع از روش های 
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی برای ارتقاء سلامت ، استعدادیابی و افزایش عملکرد دانش آموزان، ورزشکاران ، مدیران و .. در حیطه ها و در سنین مختلف  استفاده می شود.
روش های
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی کمک می کننند تا با کمک ابزار های دقیق کامپیوتری با نقاط ضعف و قوت مغز خود بطور جامع  آشنا شویم و با استفاده از ابزار های نوین به تقویت کارکرد مغز بپردازیم.
در واقع مغز در این روش ها کاملا نقش فعال را دارد و به سمت خود تنظیمی هدایت می شود.طی سال های اخیر در کشور عزیزمان  شاهد آن هستیم که با تلاش متخصصین و نگاه ویژه مسئولین پیشرفت های چشم گیری دراین حوزه بدست آمده است .
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختیCognitive Rehabilitation
۱.توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی کلاسیک
۲.
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی کامپیوتری (CRT)
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی کلاسیک ؛ آموزش هایی برای جبران ضعف های شناختی دارد : بطور مثال ؛ قرار دادن فهرستی از لیست وسایل که فرد باید پیش از خروج از خانه به همراه خود بردارد . این موارد را روی کاغذ می نویسند و بر روی درب ورودی منزل قرار می دهند .
در شکل های پیچیده تر ؛
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی کلاسیک ؛ یک سری تمرینات شناختی قلم و کاغذی هم دارد که در منزل یا کلنیک ، به شخص مددجو ارائه و با او تمرین می شود.
نتایج پژوهش های معتبر علمی نشان داده است که اثرات یک دورۀ درمانی سه جلسه ای در هفته ؛ اگر شش هفتۀ پیاپی ادامه پیدا کند ، می تواند در طول زندگی بیمار ؛ محسوس و قابل سنجش باشد .
 در هر سنی می توان از این دانش برای ارتقاء وضعیت شناختی شخص بهره برد ؛ اگر چه توانایی انعطاف ­پذیری عصبی در کودکان نسبت به بزرگسالان هم بیشتر می ­باشد و همینطور  سریع تر خود را در فرآیندهای رفتاری نشان می دهد  اما قابلیت تغییرپذیری  مغز تا پایان عمر باقی می­ ماند.
توانبخشی شناختی یا بازتوانی شناختی کامپیوتری ؛ فرآیندی پرورشی است که طی آن فرد با انجام مکرر تمرینات شناختی ، مهارت های اساسی شناختی خود را که مبنای بسیاری از فعالیت ­های روزانه چون یادگیری و … است ، پرورش داده و تقویت می کند . این تمرینات را رایانه به سرعت و با دقت ارائه می کند .
نحوه­ ی ارائۀ این تمرینات به گونه ­ای است که مهارت­ های شناختی فرد به چالش کشیده شده و در اثر موفقیت های پی در پی در طی این چالش ­ها ؛ مهارت­ های شناختی ارتقاء پیدا می کند . در فرآیند پرورش شناختی کامپیوتری ؛ با استفاده از آزمون ­های شناختی و تحصیلی، مشاهدات بالینی، عملکرد های روزانه و گزارش  های والدین و …، مهارت ­های شناختی که نیاز به پرورش دارند شناخته شده و برای پرورش هدف­گذاری می  شوند.
  1. Cognitive Rehabilitation
  2.  CARF)Commission on Accrediation of Rehabilitation Facilities)
  3. Solberg
  4.  Matter